خدمات الکترونیک
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > آرشیوها > اسلایدر 
اخبار > نقدپذیری از جنس دانش بنیان


  چاپ        ارسال به دوست

نقدپذیری از جنس دانش بنیان

 

*محمد مونسان

در سالهاي اخير با توجه فعاليتهايي که از طرف معاونت علمي و فناوري رياست جمهوري انجام شده است آشنايي نسبتا خوبي در دانشگاههاي کشور نسبت به شرکتهاي دانش بنيان، کارآفريني دانش بنيان، استارت آپها و شتاب دهنده­ها و مفاهيمي از اين دست انجام شده است. اينها مفاهيمي هستند که شايد در گذشته، نه تنها دانشجويان بلکه اساتيد هم آشنايي با چنين مفاهيمي نداشتند. خود بنده در تبليغات و اطلاع رساني­هايي که در اين زمينه انجام شده در سالهاي اخير توانستم با اين مفاهيم آشنا شوم. اغلب مصاحبه­هاي جناب آقاي دکتر ستاري را پيگيري و مطالعه کرده و حقيقتا از مطالبي که بيان مي­کنند لذت مي­برم و خداوند را شاکرم که چنين فردي پيگيري کننده توسعه دانش و فناوري در کشور است. با وجود تمام اقدامات مثبت انجام شده در اين زمينه، به نظر مي­آيد خطاهايي وجود دارند که بايد شناسايي شده و تصميمات مقتضي انجام گردد. آسيب شناسي و نقدپذيري هر فرآيندي، تضمين کننده سلامتي و نتيجه بخش بودن آن است. در اينجا مطالبي در زمينه جهت­گيري فعاليتهاي شرکتهاي دانش بنيان عرض مي­گردد:

1-      در توسعه علم و فناوري و شاخص بودن در بين شرکتهاي دانش بنيان، نبايد ارائه خدمات در حوزه IT و ICT را خيلي بيش از حد پررنگ کرد چرا که بسياري از فعاليتهايي که در اين حوزه معرفي مي­شوند صرفا ارايه يک نوع خدمات نوين هستند که عموما خدمات جديدي هستند که بر پايه «اپليکيشن نويسي» بنا شده­اند. شايد اينها را نتوان در واقع رشدي در زمينه فناوري محسوب کرد هر چند ايده­هاي نويي در کسب و کار هستند.

بسياري از اين فعاليتها که در حوزه ICT معرفي مي شوند وقتي از ديد کلان و بالاتر به جامعه نگاه مي­کنيم نه تنها باعث اشتغال نمي­شوند بلکه باعث کاهش آن نيز مي­شوند. به طور مثال وقتي يک نرم افزاري يا يک اپليکيشني ارايه مي­شود که خدمات خريد و فروش را در سطح شهر تسهيل مي­کند اين پديده، يک اتفاق خوب شهري است که حق انتخاب بيشتري به مشتريان مي­دهد ضمن اينکه در کاهش زمان خريد و کاهش هزينه نيز موثر است. ولي بايد دقت کنيم که اشتغالي که در رونق چنين کارکردهايي انجام مي­شود در ازاي از بين رفتن صدها يا هزاران فرصت شغلي در داخل کشور است. چراکه افراد کمتري براي خريد به فروشگاه­ها و مغازه ها و پاساژها مراجعه مي­کنند يا کمتر مراجعه مي­کنند. همچنين به طور مثال در مورد اپليکيشين­هايي که در مورد خدمات حمل و نقل شهري ارايه شده­اند نيز مصداق دارد چراکه وقتي يک اپليکيشن، خدمات تاکسيراني انجام مي­دهد فرصتهاي شغلي از دهها آژانس داخل شهر گرفته مي­شود يا حداقل اينست که اين اشتغال از آژانس­ها به اپليکيشن­ها (شرکتها) منتقل شده و ايجاد اشتغال جديد انجام نشده است.

نکته بعدي در اين است که درآمدي که براي اين نوع استارت آپها در نظر گرفته مي شود ايجاد کننده ارزش افزوده و افزايش درآمد در کشور نيست بلکه درآمديست که قبلا در کشور موجود بوده و به نحو ديگري ارايه مي­شده را به سمت خود جذب کرده است. اين به هيچ وجه به اين معني نمي­باشد که ما توانسته­ايم درآمد کشور را افزايش دهيم يا ارزش افزوده ايجاده کنيم. پس ماهيتا اين نوع استارت آپها فقط ارايه دهنده نوعي خدمات نوين هستند که شايد نتوان به راحتي آنها را در حوزه علم و فناوري جاي داد. چرا که اين ديدگاه و اين مسير در آينده نزديک ميتواند باعث اشتباه محاسباتي در برنامه ريزي­ها شود.

نکته بعدي اينست که وقتي ما از حوزه ICT صحبت مي­کنيم، اگر منظورمان توسعه تجهيزات الکترونيکي و مخابراتي مدرن باشد، ميتواند پيشرفت مناسبي در حوزه علم و فناوري و ايجاد اشتغال جديد و ايجاد ارزش افزوده در کشور باشد ولي صرفا ارائه خدمات بر پايه ICT نمي­تواند با مفاهيم شناخته شده توسعه علم و فناوري و وظايف شرکتهاي دانش بنيان مطابقت داشته باشد. اعداد و ارقامي که در مورد ايجاد اشتغال و درآمد اين شرکتها بيان مي شود ميتواند باعث انحراف در برنامه­هاي توسعه علم و فناوري در کشور گردد.

نکته بعدي اين است که متاسفانه در قدرتمندي فعاليتهاي ICT در سطح ايران و حتي در سطح دنيا اغراق مي شود. چرا که بطور مثال حوزه ICTنمي­تواند به خودي خود باعث جابجايي انسانها يا کالا يا ساخته شدن تجهيزات مهندسي و غيره گردد. پس بنابراين  ICT در صورتي موفق است که مجموعه کاملي از قابليتهاي مهندسي را در ساير رشته هاي مهندسي در پشتوانه خود داشته باشد. اصولا شرکتهاي موفق ICT در کشورهايي موفق خواهند بود که در ساير رشته هاي مهندسي و صنعتي به بلوغ کافي رسيده باشند وگرنه همين تکنولوژي باعث وابسته تر شدن تکنولوژي در کشور به ساير کشورها خواهد شد. بطور مثال، يکي از ابزارهاي ضروري اين حوزه، توليد گوشي­هاي هوشمند است. آيا ايران توانسته قدمي در راه توسعه فناوري گوشي­هاي هوشمند يا تبلت يا نوتبوک بردارد تا تبديل شده­ايم به يکي از بزرگترين بازارهاي واردات اين وسايل؟!! در بقيه حوزه­هاي ICT هم همين وضع برقرار خواهد بود مگر اينکه بجاي حوزه خدمات، روي فناوري تجهيزات و ابزار آلات الکترونيکي و مخابراتي مدرن که ابزار IT هستند تمرکز کنيم. متاسفانه هم اکنون اينطور نيست و اعلام مي­شود که 40 درصد شرکتهاي دانش بنيان در حوزه ICT هستند و همه شرکتهاي برتر دانش بنيان کشور همگي از حوزه خدماتي ICT هستند. اين نشان ميدهد که اگر مسير را اصلاح نکنيم قطعا در آينده به بيراهه­هايي خواهيم که جبران آن ممکن نيست.

2- بايد اولويتهاي دانش و فناوري در کشور متناسب با نيازهاي واقعي صنعت و کاهش واردات و خروج ارز باشد. تمرکز شرکتهاي دانش بنيان و استارت آپها را بايد به سمت و سويي سوق داد که ايجاد ارزش افزوده واقعي و اشتغال زايي جديد و ايجاد درآمد مضاعف بنمايد. مثلا ميدانيم که 80 درصد مساحت کشور ما خشک و نيمه خشک است و توسعه بيابانها (بيابان زايي) به سرعت در حال گسترش است و به گفته خود مسئولين بلندپايه ايران، حيات و تمدن ايرانيان در معرض خطر است. در چنين شرايطي بايد تمام حيثيت و آبروي پژوهشي و تمام سرمايه­هاي دانش و فناوري کشور را صرف «بيابان زدايي» کرد. اگر بتوانيم فناوري هاي جديد مانند فناوري هسته­اي، بيوفناوري و نانوفناوري را به سمت بيابان زدايي در کشور هدايت کنيم به گونه اي که با تحقيقات روي سه ضلع آب، خاک و گياه بتوانيم زمينه هايي را فراهم کنيم که بخشي از بيابانهاي وسيع کشور، سرسبز شوند بديهي است که ارزشمندترين خدمت را به کل نسل ايرانيان در حال و آينده کرده­ايم و ميلياردها دلار، سرمايه جديد توليد کرده و هزاران اشتغال مولد ايجاد کرده­ايم. ضمن اينکه معضلات حاد روزمره و رايج در کشور مانند معضل ريزگردها هم حل مي­شوند. بعضا شنيده مي­شود که ما نبايد با روش­هاي کهنه و قديمي هزار سال قبل زراعت کنيم. اين درست است ولي بنده معتقدم که علاوه بر آن «قرار نيست با همان گياهان هزار سال قبل زراعت کنيم!». در چنين مواردي فورا صحبت از مباحث جنجالي گياهان خوراکي تراريخته مي­شود. در اينجا بايد گفت که اصلا بحث خوراکي يا غيرخوراکي بودن مطرح نيست بلکه گياهاني است که ممکن است خوراکي هم نباشند ولي بتوانند در شرايط بياباني دوام آورده يا گياهان شورزي که از آب شور تغذيه کنند و به مرور زمان، طبيعت ايران را عوض کنند. اين يک نمونه افتخار آفرين از قله توسعه علم و فناوري در يک کشور بياباني مانند ايران مي­تواند باشد. پس مي­بينيم که نگاه مديران ارشد حوزه علم و فناوري چقدر مي تواند در جهت دهي کردن فعاليتهاي شرکتهاي دانش بنيان موثر باشد. موضوع کشاورزي مدرن و بيابان زدايي مدرن (تغييرات ژنتيکي گياهان و خاک و آب) بايد به محور کل برنامه­هاي تحقيقاتي کشور تبديل شود. ايران بايد به مرکز اصلي "بيابان زدايي مدرن" در دنيا تبديل شود همانطور که ژاپن به مرکز طراحي سازه­هاي مقاوم در برابر زلزله در دنيا تبديل شده (چون دائما با زلزله مواجه است). يعني نيازهاي حياتي کشورها هست که آنها را به سمت و سوي تحقيقات خاص مي­کشاند و ايران هم بالاجبار بايد تمام توان علمي و تحقيقاتي خود را معطوف به "کشاورزي مدرن و بيابان زدايي مدرن" کند و حتي يک جايزه بين المللي مانند جايزه نوبل در اين زمينه تعريف کند تا محققان برتر دنيا را به سمت خود جذب کرده و از دستاوردهاي آنها استفاده کند. يا در مثال ديگر؛ وقتي ايران داراي يکي از بزرگترين ذخاير نفت و گاز جهان است ولي ساليانه بين 2-5 ميليارد دلار واردات فراورده­هاي پتروشيمي دارد! و بسياري از قطعات و تجهيزات مورد نيازصنايع پتروشيمي وارداتي هستند بايد شرکتهاي بنيان را به اين سو سوق داد تا اين حجم عظيم واردات را متعلق به خود کرده و از اين سفره پر درآمد آماده داخلي بهره­مند شوند. ايران با توجه به ذخاير نفت وگاز و قدمتي که در اين صنعت دارد بايد الان صاحب معتبرترين شرکتهاي طراح و سازنده تجهيزات صنعت نفت و گاز در جهان باشد و ميلياردها دلار صادرات به کشورهاي ديگر داشته باشد. آيا الان اينطور هست؟! چرا هنوز هم تمرکز کافي روي اين مهم نداريم؟

 

3-  بايد بتوان نيازهاي واقعي کشور را به شرکتهاي دانش بنيان و علاقه­مندان به تاسيس اين شرکتها معرفي کرد. هم اکنون انبوهي از فارغ التحصيلان بيکار رشته هاي مهندسي در کشور وجود دارند که علاقه مند به راه اندازي کسب و کار دانش بنيان هستند ولي عملا نميدانند که در چه زمينه اي مي توانند فعاليت کنند. راه اندازي يک «سايت اينترنتي» براي ارايه نيازهاي صنعتي دانش بنيان کشور که نيازمند سرمايه دانشي و نوين مي باشند ميتواند به جهت دهي شرکتهاي دانش بنيان کمک کند. از طرفي با توجه به وجود نيازهاي صنعتي در کشور، بازار فروش و درآمد شرکتها نيز تضمين شده مي­باشد. در واقع با راه اندازي اين سايت اينترنتي از سوق يافتن شرکتهاي دانش بنيان به سمت رفع نيازهاي غيرضروري و بدون اولويت و لوکس در کشور جلوگيري مي­شود. بايد توجه داشته باشيم که سرمايه هاي انساني و افراد نخبه و کارآفرين در کشور ما بينهايت نيستند بلکه اين ظرفيتها محدود است. پس بايد ساز و کاري انديشيد که از «نخبه ترين استعدادها» در جهت پوشش دادن «واقعي ترين نيازها» استفاده شود. البته بايد دقت نمود که راه اندازي چنين سايتي به معني محدود کردن خلاقيت در حوزه کارآفريني خلاق و دانش بنيان نمي­باشد، بلکه صرفا يک سري از اولويتهاي صنعتي کشور معرفي مي­شوند تا اگر افرادي علاقه­مند هستند، در اين زمينه ها وارد شوند. راه اندازي چنين سايتي براي کشوري که مي­خواهد عقب افتادگي دهها سال قبل را جبران کند از اوجب واجبات است. در اين سايت اينترنتي، نيازهاي صنعتي دانش بنيان از تمامي وزارتخانه­ها و سازمانها و صنايع فراخوان مي­شوند. در مورد هريک از نيازها مواردي از قبيل موارد ذيل معرفي مي­شوند تا شرکتهاي دانش بنيان بتوانند با ديد وسيع تري تصميم گيري و انتخاب نمايند: 1- تشريح کلي نياز، سيستمها و زيرسيستمهاي آن، سابقه فعاليت موجود در کشور 2- حوزه­هاي علم و فناوري که بايد در اين راستا به کار گرفته شوند به همراه گلوگاههاي  احتمالي که اين تکنولوژي بدان وابسته است 3- ميزان بازار فروش اين تجهيز در ايران، در منطقه و در دنيا به همراه ارزيابي از ميزان درآمدي که مي تواند عايد آن شرکت نمايد. اينها مواردي هستند که اگر در يک سايت اينترنتي به نمايش گذاشته شوند و بطور روزانه يا هفتگي تجديد شوند نه تنها ميتوانند شرکتهاي دانش بنيان را جهت دهي کنند بلکه ماقبل آن يعني محيط دانشگاه و پروژه­هاي کارشناسي ارشد و دکتري و حتي ليسانس را جهت دهي کرده و هدفمند نمايد. بدين معني که اساتيد دانشگاهها و دانشجويان براي وارد شدن در حوزه­هايي که مي­بينند هم نياز کشور است و هم درآمد مناسبي ميتواند عايد کند فعاليت ميکنند و خيلي از تزهاي غير واقعي و بدون اولويت در کشور با نيازهاي واقعي جايگزين خواهند شد، به گونه اي که دانشجويان بتوانند پس از پايان تحصيل به سرعت وارد فضاي کسب و کار و تاسيس شرکت دانش بنيان شوند. وضعيتي که اکنون در کشور وجود دارد يک وضعيت کاملا نابسامان مي­باشد به گونه­اي که دانشجويان و حتي اساتيد، نه تنها در حين تحصيل نمي­دانند اولويتها چيست بلکه پس از پايان تحصيل هم سرگردان بوده و نمي­دانند که حوزه­هاي اولويت­دار و داراي بازار واقعي کدام حوزه­ها هستند و همين عامل باعث شکست بسياري از استارت آپها مي­شود. البته بديهي است که نيازهاي محرمانه و دفاعي کشور را نمي­توان در چنين سايتي منعکس کرد و بايد براي آن راهکار مجزايي انديشيده شود. يکي از کارهاي بسيار ارزنده و بي­نظيري که معاونت علمي و فناوري رياست جمهوري در نقش يکي از معاونت­هاي رياست جمهوري مي تواند انجام دهد اين است که براي اطلاع از نيازهاي فناورانه وزارت خانه ها و سازمانهاي مختلف در وهله اول ليست هزينه­هاي ارزي آنها را که مربوط به خريد تجهيزات خارجي يا دريافت خدمات مهندسي است طلب کند و بر اساس آنها، بررسي­هاي کارشناسي گسترده­اي انجام شود. براي انجام اين بررسي ها بايد کارگروه­هاي خبره­اي با مشارکت معاونت علمي و فناوري و کارشناسان خود وزارتخانه ها تشکيل گردد به گونه اي که اين کارگروهها بتوانند تشخيص دهند کداميک از نيازها داراي اولويت هستند و همچنين در داخل کشور قابليت تامين دارند و بازار فروش خوبي هم دارند.


*عضو هیئت‌علمی دانشگاه صنعتی مالک اشتر


١٥:١٠ - 1396/12/14    /    شماره : ٣٢٥١٦    /    تعداد نمایش : ١١٣


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




©تمامی حقوق متعلق به این سایت و برای معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری محفوظ می باشد.www.isti.ir